مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 16 مرداد ماه سال 1387

«مردی از تبار زحمتکشان ایران زمین دیده از جهان فروبست »

خسرو عزیز که از نوادر روزگار ما بود . او که به کار و پیکار و شعر وشعور عشق می ورزید و نماد راستینی از زحمتکشان با فرهنگ این سرزمین بود . پیش از آن که هیات بازگشایی سندیکای نقاشان شکل گیرد در هیات موسسان سندیکاهای کارگری به میان مان آمد ومهربانی ونجابت و ادب را نثارمان کرد تا نشان دهد در همبستکی اردوی کار چه بی دریغ است  و افسوس که دیگر در میان ما نیست.  یادش گرامی باد !

و ناگاه

 و چه بیگاه

رخساره ات را که لایه های رنگ

و سینه ات را  که ذراتِ پراکنده در هوا

و فروغ دیدگانت که هر روز به دنبال آرزوی بزرگت بود

خاک بی مهابا در بر کشید

ما درانتظار «ماه مه » که بیایی و شعر بخوانی

با گویش زیبای آذری

با لبانِ سرخی که برا بری را چه خوب صدا می زد

 خسرو ای شیرین زبان

این رنگ های لعنتی

چه ناجوانمردانه بر ریه ات نسشته بودند

تا دم گرمت را در این  روزگار یخ زده

از ما دریغ کنند !

ما در میانه را ه ........... قرارِمان چه بود ؟

یاد آر لحظه ای

وقتی با شور شعر تو

آن دخترک در روز کارگر

با ترجمان ساده و بی غش

راز ترا با مردمان چون تو همی گفت

سرمست  می شدیم

وقتی که مشت های بزرگت

با دست های کوچک او

گلدسته های سرخ را

با عشق می فشرد

تا دور دست جبهه پیکار

آواز می شدیم

لختی دگر بمان

تا «روز کارگر» چیزی نمانده است .

چهارشنبه 9 مرداد ماه سال 1387

«سندیکا مدرسه دموکراسی است»

 شاید تکرار این جمله برای هر بار معنی تازه ای را به میدان گفتگو بکشاند که البته نه تنها عجیب نیست بلکه این از ویژگی سازمان هایی است که براساس منافع شرافتمندانه­ی مشترکِ گروه ها و توده های مردمان زحمتکش شکل می­گیرد . اما هربار هم ممکن است پرسیده شود به اعتبار کدام شیوه می­توان به این حرف که «سندیکا مدرسه دموکراسی است» جامه عمل پوشانید ؟ در سراسر دنیا و از جمله در کشور خودمان ایران سندیکاهایی وجود داشته اند که می تواند این ادعا را مردود اعلام کند . شاید در مواقعی هر فرد سندیکایی در روابط متقابل با همقطاران خود و دیگر اعضای سندیکا به این باور شک کند و رفتار دیگران را در آزمایشکاه ذهن مورد تجزیه وتحلیل قرار دهد تادریابد واقعا چنین ادعایی درست است ؟ و بسته به نوع نگاه و تمایلات و خواسته هایی که دارد از این آزمایش نتایج گوناگونی را در ذهن خود ترسیم کند. فراگیری رفتار دموکراتیک از آن جا آغاز می شود که ما ابتدا بپذیریم که چون دیگران صاحب حقوقی هستیم ودر عین حال وظیفه و تکلیفی بردوشمان است که باید برای رسیدن به آن حقوق آن تکالیف با انجامی درست به فرجام رسد این شروع کار است و این شروع قرار است در یک ارگان (سیستم) که آگاهانه ایجادشده است ، رقم خورد. ما همه اعضای آن ارگانیسم هستیم تعریفی که از ما درچنین شرایطی میشود این است که سیستمی تشکیل شده حاصل جمع پدیده هایی (اجزا) است که عضو نام گرفته اند ورفتار ها و کارکردهایشان بر روی هم اثرگذار است و این اثرگذاری مادام که رفتارها وکارکردها مثبت باشد نتایج مثبت به بارخواهد آورد و مادام که منفی باشد نتایج بد و نامطلوب ببار خواهد آورد . در این جا دموکراسی و حقوق را بیان کردیم اما باید یادمان باشد که ما از رفتار دموکراتیک سود می جوییم تا حقوقی از دست رفته ای را از دیگری باز ستانیم پس به درستی روشن است که نیاز مابرای کسب آن حقوق از طریق همبستگی مان امکان پذیر است و همین دلیل وتنها همین یک دلیل هم کفایت می کند تا برای شنیدن نظرات یکدیگر بیشترین تلاش را بکار بندیم و درعین حال نظرات خود را نیز اعلام کنیم دریک گفتگوی اقناعی و دوستانه بهترین نظرات ارایه شده را به رای گذاریم تا از این طریق بهترین تصمصم را برنامه عمل خود قرار دهیم .اما خود رای دادن به تنهایی نشان از دموکراتیک بودن روابط نیست چرا که ما هر از چند گاه شاهدیم انتخاباتی برپا می­شود و تعداد زیادی آرا به صندوق ها واریز می شود ولی حاصلی که اولین آن نهادینه شدن دموکراسی و حق آزادی انتخاب استبه دست نمی آید و تمامی شعارهایی که برایشبه وسیله اش آرای دیگران را خواستار شده بودند به بوته فراموشی سپرده می شود . پس علاوه بر پذیرش احترام به آرای همکانی در یک جمع با منافع مشترک ، وجود شرایط و موقعیت های دیگری هم ضروری است . برای کاربست درست این رفتار دموکراتیکِ همبسته ما نیازمند ساختاری هستیم که بتواند این رفتارها را در یک سیستم (سامانه) قانونمند کند و تعداد بیشتری از آرا را با کیفیت بهتری به میدان بیاورد . کیفیت و کمیت هم رابطه متقابل دارند. ما دردوران زندگی خود ودر طول تاریخ شاهد بوده ایم که اگر تصمیمی بر اساس نظرات بسیاری از انسان ها بدون مطالعه و ارزشیابی درستی گرفته شود آن تصمیم می تواند در عمل بسیار مخرب و ویرانگر باشد و هزینه های بسیاری را برای کسانی که در اتخاذ آن تصمیم نقش داشته اند به وجود آورد.آنچه موجب می شود آرای قابل توجهی به یک تصمصم درست بیانجامد چکونگی ( کیفیت) نظراتی است­که در پس آن آرا وجود دارد . باید و شایسته است که این نظرات هر چه سنجیده تر و واقعی ترو همه جانبه تر باشند و سودمندی آن ها در همه حال (کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت)ارزشیابی شده باشد. در عین حال شاهدیم که نظراتی وجود دارندکه همیشه در حد نظریه و تئوری باقی می مانند و هیچگاه به یک عمل اجتماعی بدل نمی شوند علت اصلی این امر نیزاینست که این نظریات فراگیر نشده اند وانسان های بیشتری را برای مصمم کردن وبه عمل درآورن آن نظریات همبسته نشده اند. حالا اگر ماضروری میدانیم که ساختاری نیاز است تا بتواند بهتری ایده هارا بابیشترین پشتوانه به تصمیمی درست برساند به این دلیل است که از عواملی که موجب هرز رفتن توانایی ها، ستعداد ها، منابع وایده های مان کم کرده و به امکاناتی که به افزایش این توانایی ها، استعداد ها، منابع و ایده ها کمک میکند میدان دهیم تا نظرات و ایده ها بهتر، زود تر وبیشتر پذیرفته شوند وراهنمای عمل جمع همبسته قرار گیرند. این ساختار در جمع کارگرانی که دارای اشتراک منافع و شرایط کاری و زیستی هستند همان تشکیلات سندیکا است . تشکیلاتی درخور ومناسب با اهدافی که تعریف می کنیم . دراین جا بسیار ضروری است که ما برای داشتن تشکیلات سندیکایی درخور ومناسب به سه موضوع دیگر نیز توجه داشته باشیم و آن موضوعات عبارتند از شکل (فرم) محتوا و رابطه شکل و محتوی . درک درست از این سه موجب میشود که کارآمدی لازم را برای ایجاد،بقا وتداوم کار این سندیکا را به درستی دریابیم و آن ساختار را به صورتی ساماندهی کنیم که قادر باشد :

 1 – ما را به رفتار های دموکراتیک هدایت کند. و کمک کند تا این رفتار ها در زندگی ما نهادینه شود .

 2- از همه توانایی های موجود بهره مندمان کند و درعین حال این صاحبان توانایی ها را در جای درستی قرار دهد تا بیشترین بهره وری از این همبستگی به دست آید .

3- جدایش و دسته بندی های ضروری( مانند سازماندهی اعضا در کمیته ها و کمیسیون های مختلف سندیکایی) نه تنها رابطه ارگانیک و همبسته ما را از بین نبرد بلکه موجب شود که از کارکرد های گروه ها و دسته های موجود درسندیکا تاثیرات متقابل و همبسته ای در یافت کنیم.

4 – کارکرد این سازمان به تربیت و رشد اعضا بیانجامد و هر عضو به درستی درک کند که توانای هایش بیشتر و بیشتر شده و می شود.

 5- انضباط سازمانی به همراه شور و شوق فراگیری و پیشرفت اعضا به زندگی اجتماعی هدفمند به همراه داشته باشد .

 6- توانایی های فردی را درخدمت کار گروهی قرار دهد و در عین حال به انتقال تجربیات فردی اعضا به یکدیگر بیشترین اثرگذاری را داشته باشد .

7- از طریق اعضا به توانمند سازی خانواده های کارگران در انتخاب رفتار های اجتماعی سودمند یاری رسان و نشان دهد که از راه کوشش های همبسته ، می توان شرایط زندگی بهتری را ایجاد کرد .

8- تقسم کار براساس توان واستعداد و علاقه مندی را توسعه دهد و از این را به خودباوری فردی درکارگرد های اجتماعی یاری رساند .

 9- روحیه همبستگی و سازگاری در بین اعضا را به جای رقابت و خودخواهی و دیگر ستیزی بنشاند .

10- در هر شرایطی امکان رشد خلاقیت ها و پویایی اعضا را مد نظر قرار داده و از یکنواختی و کسالتی که در زندکی اداری نهاد های صرفا موظف وجود دارد جلوگیری کند .

11- با افزایش گروه های بیشتری از کادر های سندیکایی توسعه و گسترش این سازمان و ارتقای آن به سطوح عالی تر چون اتحادیه ها و فدراسیون ها امکان پذیر شود.

 با این توصیف ها شکل و محتوی و ارتباط متقابل آنها اهمیت بیساری را پیدا می کند .ما در نهادهایی که برای کارگران ساخته و به آنها تحمیل شده است می بینیم که این موارد به هیچ وجه مورد توجه قرار نمی گیرد . حق انتخاب درایجاد ساختار مناسب اولین چیزی است که گرفته شده است . سازمان های به ظاهر کارگری موجود با اساسنامه ای از پیش تنظیم شده به رابطه شکل ومحتوای آن سازمان ها به گونه ای کاملا اداری حکم می کند . اعضا فقط مسوول پرداخت حق عضویت هستند حتی این قابلیت به وجود نیامده است که خود نمایندگانشان را برگزینند تا چه رسد به اینکه خودشان هم گوشه ای از کار را داوطلبانه بگیرند و موارد فوق را از طریق آن سازمان انتظار داشته باشند . حال اگر بخواهیم سندیکای داشته باشیم که از ویژگی هایی که برشمردیم برخوردارباشد با ید رابطه شکل و محتوی را از طریق تدوین وتصویب اساسنامه ای که قانون اساسی هر سندیکا است برقرارکنیم . قانون اساسی سندیکا به ما میگوید که متناسب با اهدافی که انتخاب می کنیم اصول و موازینی را تنظیم و تصویب کنیم تابه­آن اهداف جامه عمل پوشانیم . موادی را بیاوریم تا مارا در راه رسیدن به اهداف راهنما باشد . ارگان هایی را ایجاد کنیم تا ما را دراجرای تصمیمات رهبری کند . نهادهایی را ایجادکنیم تا ضمن عمل به وظایف خوددر حوزه اختصاصی و ویژه ای که برایشان در نظر گرفته شده است، به یاری و همبستگی فی مابین تعهد داشته باشند . ضمن نظارت همگانی بر پیشرفت در ست کارهای اجرایی نهادی را برگزینیم تا با اختیارات تمام ناظر بر چگونگی اجرای تصمصمات باشد و چشم همیشه باز اعضا در دیدن هرآن چه در سندیکا می گذرد باشد و گوش همیشه شنوایشان باشد برای شنیدن همه مواردی که میتواند منافع اعضا را به مخاطره اندازد و حساسیت های لازم را در دفاع از حقوق اعضا داشته باشد. رابطه این شکل ومحتوا در اساسنامه ضمن برخورداری از ویژگی های انسانی وترویج برابری و آزادی باید تضمین کننده رفتار عادلانه باشد و اصولی وموادی که مصوب میشود از ویژگی حقوقی در حوزه وظایف و اختیارات ارگان ها ونهاد ها و اعضا برخوردار باشد و تفکیک وظایف و ترکیب آن ها را به شکلی ساماندهی کند تا امکان اجرای مصوبات سندیکایی واقعی و در دسترس باشد . سندیکا مدرسه دموکراسی است به شرط آنکه در های آن را بگشاییم .و برای درس آموزی بیشتر درآن، هم آموزی و همبستگی را لحظه ای به فراموشی نسپاریم. این هم آموزی را ادامه خواهیم داد.

پنجشنبه 20 تیر ماه سال 1387

در باره حقوق کار چه میدانیم

 

فصل چهارم:تاریخچه وحقوق کار در ایران

 

در ایران نیزمانند همه کشور های جهان آغاز  پیدایش حقوق کار زمانی است که مالکیت وسایل تولید از نیروی کار جدا شده و نیروی کار به ازای دریافت مزد تابع کارفرما شد .حقوق کار  در دوره ایران باستان براساس اسنادی که از طریق لوح های دولتی زمان داریوش هخامنشی در تخت جمشید به دست آمده است مبتنی بر قوانین و مقرراتی بوده است که حداقل در زمینه نظام دستمزدی،نشان از نوعی حقوق کار دولتی دارد .(برای اطلاع از چکونگی نظام دستمزدی درایران باستان مطالعه کتاب «از زبان داریوش »ترجمه دکتر پرویزرجبی  صفحات 36 تا 45 مفید خواهد بود ) اما به جز این دوره تاریخی در بیشتر موارد حقوق کار  بیشتر  مبتنی بر حقوق کار کارفرمایی بوده است و علی الظاهر از اصل آزادی ارده طرفین درانعقاد قرارداد گفته می شده است اما در عمل آزادی مطلق در عقد قرارداد برای کارفرما حرف اول وآخر را می زده است .این نوع حقوق کار تا قبل از تصویب اولین قانون کار درایران ادامه داشته است .در پاره از اوقات بنا به دلایلی رعایت حقوق کار برای کارفرمایان الزامی شده است که این وضعیت بسیار ناپایدار و شکننده بوده است مثلا درآذز سال 1302 والی کرمان در حمایت از کارگران قالی باف فرمانی صادر می کند که برابر با آن فرمان :

1- ساعت کار کارگرات قالی باف باید به 8ساعت در روز کاهش یابد

2-  روز جمعه و تعطیلات رسمی کارگران مزد داشته باشد ودر صورت کار مزدی برابر مزد روزانه دریافت کنند

3- پسران کمتر از 8سال و دختران کمتر از 10سال در این کارگاه ها به گار گمارده نشوند

4- کارگاه ها درزیر زمین یا اتاق های نمناک احداث نشوند ودر اکارکاه دریچه ای رو به آفتاب باشد تا نور خورشید از آنجا به درون بتاید

5- کارفرما کارگر بیمار را به کار نگمارد

6- کارگران کارگاه مختلط نباشند

اجرای این فرمان به شهربانی سپرده شده بود و کارفرمایان متخلف جریمه ای بین 10تا 50تومان جریمه و از یک تابیست روز زندان در نظر گرفته شده بود . ظاهرا زمینه انتشار این فرمان براساس گزارش کنسول انگلستان از شرایط کارگاه های قالی بافی به سازمان بین المللی کار و متعاقب آن دخالت این سازمان در این خصوص بوده است بعضی ازحقوق دان ها برای این فرمان وجاهت و صلاحیت قانونی قایل نیستند و دلیل شان اینست که حق قانونگذاری فقط در اختیار قوه قانونگذاری است.

به  هرحال این فرمان نشانگر آنست که تا قبل از این تاریخ هیچ حقوقی برای کارگران در نظر گرفته نمی شده است .و تلاش های نمایندگان مجالس قانونگذاری هم در این باره نتیجه بخش نبوده است  اولین تلاش ها برای برقراری حقوق کار را می توان در مجلس چهارم شورای ملی دید . در مذاکرات مجلس چهارم شورای ملّی در دوم بهمن 1300 شمسی سلیمان میرزا به نمایندگان پیشنهاد می کند تا مجلس قانونی را برای کار و کارگری تصویب کند.در پاسخ به این پیشنهاد سید یعقوب انوار شیرازی نماینده ی محافظه­کار شیراز در مجلس مخالفت خود را این طور بیان می کند: «هنوز در ایران کارگر نداریم، تمام کار فرما هستند ولی اگر خدا خواست و مملکت ما اهمیت پیدا کرد و باب تجارت و زراعت مفتوح شد و کارخانجاتی پیدا شد،آن وقت قانون روابط بین کارگر و کار فرما روی کار خواهد آمد اما حالا  نه کارگر داریم نه کارخانه نه راه آهن داریم که کارگر داشته باشیم. تمام توجهات بنده این است که امنیت در سراسر ایران بر قرارو حکم فرما گردد.ملت ازدولت  امنیت مالـی و جانی می خواهد.» سلیــمان میــرزا در پاسخ می گوید: «امنیت وقتی است که حقوق مردم مطابق  قانون اساسی محفوظ باشد والا امنیت معنی ندارد.»

این­که سخنان نماینده محافظه­کار مجلس تا چه اندازه نادرست بوده است را می­توان با مطالعه سند زیر دریافت:

(گزارش سید محمد دهگان رییس شورای متحده­ی اتحادیه های کارگری ایران به دفتر اجرایی بین الملل سندیکا های سرخ)

نخستین اتحادیه های کارگری 1907 میلادی(1286 خورشیدی) در تهران تاسیس شد . این اتحادیه توسط کارگران چاپخانه ها تاسیس شد .این اتحادیه پس ازیک اعتصاب چهارده روزه در 1918 (1298 خورشیدی) موفق گشت از طریق تحمیل تایید دولت از قرارداد دسته جمعی،در وضع اقتصادی کارگران بهبودهایی چند را ایجاد کند. مهمترین دستاورد این اعتصاب عبارت بود از هشت ساعت کار در روز و پرداخت مزد اضافه کار . این پیروزی کارگران چاپخانه ها که تحت سازماندهی اتحادیه صورت پذیرفت موجبات تاسیس سایر اتحادیه­های کارگری را فراهم آورد . بزودی،یعنی در سال 1919(1299خورشیدی)اتحادیه­کارگران نساجی – کارگران مغازه ها- واتحادیه کارگران خباز ودیگر اتحادیه ها به­وجود آمدند در حال حاضر درتهران 10اتحادیه کارگری وجوددارد. برعضویت آنان روز به­روز افزوده می­گردد. این اتحادیه ها دریک شورای اتحادیه های کارگری متحد شده اند که­در آن از هریک از اتحادیه ها 3نماینده شرکت دارند. همچنین اکنون در ایالات نیزجنبش گسترش یافته است. در خارج از تهران  سندیکاهای کارگری در انزلی، رشت، تبریز وقم نیز یافت می­شوند . نگاره زیر تعداد اعضای اتحادیه ها را به دست میدهد .

تهران باجمعیت 200هزار نفری و 30هزار کارگر :

اتحادیه خبازان                                                          3000    کارگر

اتحادیه خبازان                                                          2000    کارگر

اتحادیه کفاشان                                                       1800     کارگر

اتحادیه کارمندان پست و تکگراف                                270       کارگر

اتحادیه قناد ها                                                        300       کارگر

اتحادیه چاپخانه                                                      180        کارگر

اتحادیه شاگردمغازه ها                                            350        کارگر

اتحادیه­کارمندان­تجارتخانه­ها (میرزا بنویس­ها)              250        کارگر

اتحادیه کارگران زردوزی                                            150        کارگر

درتبریز با 200هزار سکنه و 30هزارکارگر ، اتحادیه های کارگری 2هزار عضو دارند.باید یادآور شد که سازمان تبریز ماهیت خالصاً کارگری ندارد این سازمان بیشتر به یک حزب سیاسی شباهت دارد .

در رشت با 40 هزار سکنه و 15هزار کارگر،اتحادیه کارگران چاپخانه ها، کلاه دوزان و کفاشان3500(3000) عضو دارند.در انزلی و حومه آن اتحادیه کارگران ماهیگیر 3هزار عضو دارند که30درصد آنها را کارگران روس تشکیل میدهند. اتحادیه کارگران بندر 200عضو دارد و رویهم­رفته تعداد کارگران در انزلی به 10هزار بالغ میگردد.

به­طوری­که ازآمار بالا مستفاد می­شود درمدت کوتاهی درایران 20هزار کارگر در اتحادیه­های کارگری سازمان داده شده­اند. وضع اقتصادی کارگرن بسیار سخت است و همین­امر است که انکشاف سریع سندیکاها را توضیع میدهد. علاوه براین درتهران و تبریز و چندشهر دیگر حکومت نظامی برقراراست . علیرغم این ها اتحادیه های کارگری می­کوشند از طریق اعتصاب وضع کارگران را بهبود بخشند (در شش ماه گذشته چهار اعتصاب رخ داده است : اعتصاب خبازان،چاپچی ها،کارمندان،خرازان وپست­خانه­ها. اگر توجه گرددکه سندیکاهای ایران که بودجه اعتصابی ندارند و تهران وتبریز ورشت مداوماً در اوضاع و احوال حکومت نظامی بسر می­برند، باید پذیرفت که خود اعلام اعتصاب پیروزی بزرگی برای اتحادیه های ایران است) .

صدر شورای بین­الاسندیکایی ایران* ، عضو کمیته مرکزی

                                                                                                    سید محمد دهگان

همچنین با مطالعه مختصری از زندگی کارگران در سال های استقرار کمپانی نفت جنوب  (طی سال های 1910 تا 1930 میلادی )به وسیله یکی از کارگران آبادان گزارش شده است می توان به نادرستی گفته های آن نماینده پی برد(به نقل از نشریه پیکار شماره6 سال 1931)  

«شرایط کار فابریک هاچه در سابق و چه حالیه حقیقتا سخت و تحمل­نا پذیر است. کم تر روزی اتفاق می­افتد که ده یا پانزده کارگر تلف نشود مثلا  وقتی­که کارگر مشغول کشیدن سیم الکتریک است برای  او دستکش مخصوص که باید او را حفظ کند، نمی دهند. هم چنین به واسطه این که متخصصین انگلیسی آن طوری که باید به کارگران دستور بدهند که آن ها خود را از صدمه حفظ نمایند خود داری می کردند، به همین علل در روز چندین نفر  بی دست وپا گردیده و یا تلف می­گردند. مثل این­که این­گونه منظره برای انگلیسی ها به منزله تفریحی است.  قیمت مزد کارگر به قدری ارزان است که انگلیسی ها مجبور نبودند برای برداشت منافع ماشین های نوخریده و به کار بیندازند، زیرا تمام منافع منظوره را با زور سرپنجه­ی کا رگر بیرون می آ ورند. در 1913 یکی از کشتی های باری نمره یک دچار حریق گردید و13 نفر از کارگران به این واسطه طعمه ی حریق شدند و سوختند و برای اطفاء حریق، کمپانی آلت اطفائیه نداشت که جلو گیری نماید در 1920 بارکش نمره هفت غرق گردیدو 12 نفر کارگر ایرانی تلف شدند و تا امروز هم بیـرون کشیدن ماشیـن ها بـدون تلف شدن یک الی دو کارگر صورت نمی گیرد»

 

 

 ازمشاهده ومطالعه اسناد تاریخی نیز می توان دریافت که تلاش هایی نیز ازسوی اولین نهاد های سیاسی  برای تبیین وتصویب و برقراری حقوق کار درایران انجام می­شده است . به عنوان مثال جمعیت اجتماعیون ایران  پس از کودتای 1299 و پیش از به قدرت رسیدن رضا خان در تهران تشکیل شد و مرامنامه ای را درسال 1301 منتشر کرد که در 10 بخش برنامه خود را اعلام کرده است در بخش هشتم این مرام نامه تحت عنوان قوانین کارگران به 19 ماده میپردازد ( اسناد تاریخی -کتاب جمعه –شماره 10 ) به این ترتیب:

1- محدود کردن کار درشبانه روز به 8ساعت

2- تعطیل اجباری یک روز در هفته با پرداخت مزد

3- منع کارهای خلاف حفظ الصحه*

4-  منع کار در شب از ساعت 9 الی 6صبح به غیر از موسساتی که در آن شب کاری به موجب تصدیق سندیکای کارگران لازم است و اجرت آن دوبرابر روز است

5-  قدغن کردن کار اطفال خردسال

6- منع پرداخت مزد یومیه با اجناس که بر خلاف رضایت و مصلحت کارگر باشد و تعویق حقوق بیش از یک هفته

7- ممنوع بودن کسر مزد به هر عنوان

8- تفتیش دولتی  ومحلی به توسط مفتشین در فابریک ها و موسسات کارگرات برای نظارت در اجرای قوانین حرفه صنعتی و مسایل صحی **(اشتراک کار  نمایندگان کار کارگران بامفتشین )پرداخت یک کمک خرج به نمایندگان کارگران که مامور تفتیش هستند.

9- خدمت صحی مجانی** * برای کارگران به حساب صاحب کارخانه و پرداخت مزد و اجرت یومیه در مواقع حادثه یا بیماری.

10- مسوول قراردادن صاحبان کارخانه را برای اجرای مقررات حرفه و مشاغل.

11- تاسیس محاکم مختلط از کارگران و کارفرمایان برای تسویه مناقشات داخلی. ****

12- تشکیل دفاتر مشاغل مجانی در حومه های بلدی برای تهیه کار به جهت بیکارن.  ****

13- وادار نمودن بلدیه ها برای ایجاد منازل ، ارزاق، آشپزخانه، کتاب خانه، تفرجگاه و نمایشگاه و کلاس های شبانه به جهت کارگران.

14- تعیین اجرت مناسب با معیشت ضروری و وضع قانون مزد و مزدوری برای زارع و کارگران.

15- وضع قانون مزد تعطیلاتی که بدون تقصیر کارگر و به واسطه اهمال صاحب کار و حاضر نیودن اسباب کار فراهم می شود و همچنین حق مزد یک ماهه برای کسانی که بدون سببی اخراج می شوند.

16- منع انتفاع مباشرین و سرکارگررها از اجرت کارگر. *****

17- وضع قانون منع رقابت های مضر به حال کارگر و زارع.

18- تاسیس صندوق های تقاعدی برای کمک به کارگرانی که مریض شده یا به واسطه مرض یا نقص اعضا یا پیری ضعیف گردیده وبه کلی از کار عاجز می­شوند. ******

19- تاسیس صندوق امدادی برای مساعدت ایام بیکاری کارگرانی که کارپیدا نکرده و یابه علل موجه به اعتصاب  قیام می کنند.

* کارهای خلاف الصحه یعنی کارهایی که به سلامت کارگر آسیب می رساند.

**منظور از متن ماده 8 موضوع بازرسی ایمنی و بهداشتِ کار است که برعهده بازرسان دولتی است و در صورتی که نمایندگان با این بازرسان در بازرسی محل کار و گارگاه همکاری داسته باشند به خاطر این همکاری دولت به آنان مزد بپردازد .

***منظور از ماده 9 معاینات پزشگی رایگان بوده است.

****منظور از تاسیس محاکم مختلط  هیات­های حل اختلاف با ترکیبی ازنمایندگان کارگران  وکارفرما  است.

*****منع انتفاع مباشرین و سرکارگرها به معنی جلوگیری از باج خواهی این مقام ها از کارگران است که درگذشته بسیار معمول بوده است.

****** صندوق تقاعدی همان صندوق بازنشستگی است

 

بدین ترتیب می توان دریافت که زمینه لازم برای برقراری  حقوق کار تحت تاثیر شرایط پس از انقلاب مشروطه و تسلط استثمارگران انگلیسی از طریق کمپانی های نفتی  و متاثر از رویداد های ناشی از تحولات در کشور همسایه شمالی ، در کشور ما فراهم شده بود و ادامه بیدادگری های رژیم  استبدادی و غارتگری های استعمارگران، تلاش کارگران و زحمتکشان برای دستبابی به این نیاز جدی و فوری را بیشتر  دامن زد .

 اولین نشانه های پذیرش حقوق کار ازسوی دولت در سال 1307 در قانون مدنی دیده شد . این مقررات در باره اجاره اشخاص وضع شده است که شامل مواد 512 تا 515 قانون مدنی است که این مواده بر روابط اجیر(کارگر) و مستاجر(کارفرما) نظارت دارد  حال ببینیم این مواد چه می گویند :

ماده 512 قانون مدنی :در اجاره اشخاص کسی که اجاره می کند مستاجر وکسی که مورد اجاره واقع می شود اجیر یا مال الاجاره اجرت نامیده میشود

ماده 513 قانون مدنی :اقسام عمده اجاره از قرار زیر است

1- اجاره خدمه وکارگران از هر قبیل

2- اجاره متصدیان حمل ونقل اشخاص یامال التجاره ، اعم از راه،خشکی یا آب وهوا

ماده514 قانون مدنی: خادم یا کارگر نمی تواند اسیر شود مگر اینکه برای مدت معینی یا برای انجام کار معینی

ماده515 قانون مدنی: اگر کسی بدون تعیین مدت اجیر شود ، مدت اجاره محدود خواه بود به مدتی که مزد از قرار آن معین شده است ،بنابراین اگر مزد اجیر از قرار روز یا هفته یا ماه یا سالی فلان مبلغ معین شده باشد مدت اجاره محدود به یک روز یا یک هفته یا یک ماه یا یک سال خواهد بود و پس از انقضای مدت مزبور اجاره برطرف میشود ولی اگر پس از انقضای مدت ، اجیر به خدمت خود دوام دهد و موجر اورا انکار دارد، اجیر نظر به مراضات حاصله به همان طوری که در زمان اجاره بین او وموجر مقرر بود ، مستحق اجرت خواهد بود .

حالا در نظر بگیریم که این مقررات تنها قوانین موجود و شدت استثمار و بهره کشی همانگونه که در بالا آمد به حدی بوده است که روزانه در شرکت نفت جنوب چند کارگر دچار  آسیب های حین کار می­شدند ویا در اثر حوادث می مردند و کمپانی انگلیسی بنا براین مقررات هیچ تعهدی درقبال آنان نداشت . در چنین شرایطی بسیار منطقی است که برنامه«جمعیت اجتماعیون ایران» مورد توجه کارگران و زحمتکشان قرار گیرد و به برنامه عمل آن ها در مبارزه برای بهبود شرایط زندگی بدل شود .

در ادامه این بحث چگونگی پیدایش و گسترش فرهنگ حق طلبی کارگران را پی می گیریم

 

دوشنبه 10 تیر ماه سال 1387

 

 

وقایع مثل فیلمی که بطور معکوس روی پرده سینما می­گردد به سرعت از برابر چشم ما می­گذشت ، سال بیست وچهار و بیشت وپنج ، سال قدرت گرفتن اتحادیه های کارگری ، سال بیست وشش وهفت سال درک ودرگیری های سیاسی وسال بیست وهشت سال شکست و عقب نشینی ها وتجربه­های تلخ بود . درتمام این مدت یک نکته که در مبارزات ما با کارفرما اهمیت اساسی داشت مسئله بازار تولیدات قماش داخلی بود که باپایان گرفتن جنگ وگشوده شدن دروازه های کشور به روی تولیدات خارجی ، میزان فروش افت کرده بود و روز به روز هم بیشتر افت می کرد . آن طاقه چیت اژدها نشان فرآورده ی کارخانه ما که درسال بیست وسه دربازار صدوپنجاه تومان معامله می شد و بازار سیاه پیدا کرده بود حالا در سال بیست وهفت ، سی تومان هم به فروش نمی رفت تا .....

 

اوقاتی هست که آدم نه به یک لحظه ی گذرا بلکه به­ابدیت می اندیشد . به این می­اندیشد که زندگی یک امر شریفی است . انسانیت ، اخلاق ، وجدان حقیقتی است که نباید آن را خراب کرد . ما کارگران که خود در آتش بدبختی ها و خواری ها می سوختیم در پیش چشمان باز خود شاهد تخریب انسانیت به معنی عام آن بودیم . ما دراین تخریب همه جانبه دستی نداشتیم  بلکه خود طعمه آن بودیم هر فکری داشتیم دست کم این هم بود که خودمان به خودمان نباید بد بکنیم .

 

«برو سر وگوشی آب بده ، آن ها هرچه باشد خبر هایی دارند ، آنها بودند که پیش افتادند و بچه ها را به تهران بردند . »منظور مادرم اتحادیه قلابی کارگری است به نام شورای مرکزی  وابسته به حزب وطن و یا سایر گروه های کارفرمایی که باگرگ دنبه می خوردند و با چوپان شیون می کردند . شورای متحده مرکزی را از زمستان سال پیش بسته و دژبان مسلح جلو درش گذاشته بودند که هرکس دانسته یا ندانسته از آن حدود رد میشد دستگیرش می کردند .

 

آنچه که در بالا خواندیم چندین سطر از کتاب داستانی  « بافته های رنج » نوشته علی محمد افغانی و از انتشارات زرین و نگاه است

این کتاب دربرگیرنده داستانی است مستند گونه  که ضمن پرداختن به شیوه­ی زندگی مردم ایران در اواخر دوران قاجاریه و سال های پس از کودتا پهلوی و ادامه آن ، به ارایه تصویری از جنبش سندیکایی و اتحادیه ای کارگران در اصفهان می پردازد  . کتاب بافته های رنج برای دوستانی که به هر دلیل قادر به مطالعه­ی تاریخ جنبش کارگری  نیستند میتواند یاریگر مناسبی در شناخت آن دوره تاریخی مبارزات کارگری باشد. 

 

 

 

جمعه 31 خرداد ماه سال 1387

«برگی زرین از تاریخ جنبش کارگری»

 

مطلبی که در زیر می آید گزارشی کوتاه اما بسیار گویا از اولین کوشش آگاهانه و متحدانه کارگران ایران تحت رهبری اولین سازمان سندیکایی که دستاورد های بزرگ ومهمی درراه به رسمیت شناختن حقوق کار درایران به ارمغان آورد ومهمترین دستاورد این کوشش ها عبارت بود از برقراری حقوق کار در باره قرارداد کار ، کاهش کار روزانه به هشت ساعت در روز وپرداخت مزد در برابر کار اضافه.  طبقه کارگر ایران هیچگاه نمی تواند این برگ زرین از جنبش سندیکایی کارگران را از یاد ببرد. بکوشیم تا با انتشار برگ های دیگری از تاریخ جنبش کارگری،به­احیا ی دوباره سازمان های آزاد و مستقل سندیکایی یاری رسانیم.

(گزارش سید محمد دهگان رییس شورای متحده­ی اتحادیه های کارگری ایران به دفتر اجرایی بین الملل سندیکا های سرخ)

نخستین اتحادیه های کارگری 1907 میلادی(1286 خورشیدی) در تهران تاسیس شد . این اتحادیه توسط کارگران چاپخانه ها تاسیس شد .این اتحادیه پس ازیک اعتصاب چهارده روزه در 1918

(1298 خورشیدی) موفق گشت از طریق تحمیل تایید دولت از قرارداد دسته جمعی،در وضع اقتصادی کارگران بهبودهایی چند را ایجاد کند. مهمترین دستاورد این اعتصاب عبارت بود از هشت ساعت کار در روز و پرداخت مزد اضافه کار . این پیروزی کارگران چاپخانه ها که تحت سازماندهی اتحادیه صورت پذیرفت موجبات تاسیس سایر اتحادیه­های کارگری را فراهم آورد . بزودی،یعنی در سال 1919(1299خورشیدی)اتحادیه­کارگران نساجی – کارگران مغازه ها- واتحادیه کارگران خباز ودیگر اتحادیه ها به­وجود آمدند در حال حاضر درتهران 10اتحادیه کارگری وجوددارد. برعضویت آنان روز به­روز افزوده می­گردد. این اتحادیه ها دریک شورای اتحادیه های کارگری متحد شده اند که­در آن از هریک از اتحادیه ها 3نماینده شرکت دارند. همچنین اکنون در ایالات نیزجنبش گسترش یافته است. در خارج از تهران  سندیکاهای کارگری در انزلی، رشت، تبریز وقم نیز یافت می­شوند . نگاره زیر تعداد اعضای اتحادیه ها را به دست میدهد .

تهران باجمعیت 200هزار نفری و 30هزار کارگر :

اتحادیه خبازان                                                          3000    کارگر

اتحادیه خبازان                                                          2000    کارگر

اتحادیه کفاشان                                                        1800    کارگر

اتحادیه کارمندان پست و تکگراف                                  270      کارگر

اتحادیه قناد ها                                                         300      کارگر

اتحادیه چاپخانه                                                        180      کارگر

اتحادیه شاگردمغازه ها                                              350       کارگر

اتحادیه­کارمندان­تجارتخانه­ها (میرزا بنویس­ها)                250        کارگر

اتحادیه کارگران زردوزی                                              150        کارگر

درتبریز با 200هزار سکنه و 30هزارکارگر ، اتحادیه های کارگری 2هزار عضو دارند.باید یادآور شد که سازمان تبریز ماهیت خالصاً کارگری ندارد این سازمان بیشتر به یک حزب سیاسی شباهت دارد .

در رشت با 40 هزار سکنه و 15هزار کارگر،اتحادیه کارگرامن چاپخانه ها، کلاه دوزان و کفاشان3500(3000) عضو دارند.در انزلی و حومه آن اتحادیه کارگران ماهیگیر 3هزار عضو دارند که30درصد آنها را کارگران روس تشکیل میدهند. اتحادیه کارگران بندر 200عضو دارد و رویهم­رفته تعداد کارگران در انزلی به 10هزار بالغ میگردد.

به­طوری­که ازآمار بالا مستفاد می­شود درمدت کوتاهی درایران 20هزار کارگر در اتحادیه­های کارگری سازمان داده شده­اند. وضع اقتصادی کارگرن بسیار سخت است و همین­امر است که انکشاف سریع سندیکاها را توضیع میدهد. علاوه براین درتهران و تبریز و چندشهر دیگر حکومت نظامی برقراراست . علیرغم این ها اتحادیه های کارگری می­کوشند از طریق اعتصاب وضع کارگران را بهبود بخشند (در شش ماه گذشته چهار اعتصاب رخ داده است : اعتصاب خبازان،چاپچی ها،کارمندان،خرازان وپست­خانه­ها. اگر توجه گرددکه سندیکاهای ایران که بودجه اعتصابی ندارند و تهران وتبریز ورشت مداوماً در اوضاع و احوال حکومت نظامی بسر می­برند، باید پذیرفت که خود اعلام اعتصاب پیروزی بزرگی برای اتحادیه های ایران است) .

صدر شورای بین­الاسندیکایی ایران* ، عضو کمیته مرکزی

                                                                                                    سید محمد دهگان

*عبارات آورده شده با سند اصلی مطابقت دارد .